تبليغاتX
آقاچه و خانمچه
تا توان در دل و جان هست زپا ننشينيم چشم اميد به درگاه خدا دوخته ايم
سلام

مثلا قرار بود من تا بعد از امتحانم چیزی ننویسم

یه حرفی که همیشه تو گوشم هست و از فرمایشات جناب آقاچه هست اینه که سعی کنم رابطه ام با انسانها رو رابطه ام با خدا تاثیر نذاره و همیشه سعی کردم اینجوری باشه و خدا کنه موفق شده باشم

با این همه سعی و کوشش باز هم به دلیل ناشکیبایی انسان یه مواقعی پیش میاد که ادم یه جورایی طلبکار میشه و این طلبکار شدن نه به دلیل جسارت و عصیان بلکه به دلیل نادانی و سر درنیاوردن از حکمت خداست و من هم یکی از این انسانهای ناشکیبایی هستم که بعضی مواقع به سرم میزنه واقعا هم به سرم میزنه ها

دیروز عصر از این به سر زدنها داشتیم و بساطی با دل و عقل که نگو و نپرس

دیدیم نه اینجوری نمیشه باید این دل خالی شه تا بتونه اروم بگیره

چند وقتی هست فکر میکنم از امام عصرمون فاصله گرفتم ، ندبه های جمعه رو که ماشالله خیلی سعادت داریم !!!!!!!!! خیلی هنر کنیم بعد از نماز یه دعای فرجی میخونم و تموم

خیلی وقتها تصمیم می گیرم  که با مطالعه خودم رو نزدیکتر کنم و بهتر بشناسمشون ولی مثل اینکه حالا حالا خیلی راه تا مطالعه دارم چه برسه به شناخت

زیارت آل یاسین رو برداشتم و شروع به خوندن کردم؛ اول برای دل خودم بود ولی یواش یواش که جلوتر می رفت حس میکردم چقدر فاصله دارم و اون وقت بود که به جاهلیت خودم از امام زمانم اشک ریختم.

اروم شدم خیلی ولی این اروم شدن با هجوم افکار مختلف به ذهنم باز هم طوفانی شدم

این بار پناه برم به حافظ ، خواستم جوابی بهم بده که ارومم کنه و این هم شد جوابش

"
هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نروداز دماغ من سرگشته خیال دهنتدر ازل بست دلم با سر زلفت پیوندهر چه جز بار غمت بر دل مسکین من استآن چنان مهر توام در دل و جان جای گرفتگر رود از پی خوبان دل من معذور استهر که خواهد که چو حافظ نشود سرگردان

هرگز از یاد من آن سرو خرامان نرودبه جفای فلک و غصه دوران نرودتا ابد سر نکشد و از سر پیمان نرودبرود از دل من و از دل من آن نرودکه اگر سر برود از دل و از جان نروددرد دارد چه کند کز پی درمان نروددل به خوبان ندهد و از پی ایشان نرود"

 

حوصله نداشتم بشینم تفسیرش کنم  هر کی تفسیرشو بلده بهم بگه لطفا

و اخر یه شعر جالب انگیز

" به آتش می کشد آخر مرا طرز نگاه تو

                                                          چه میخواهد از این درد آشنا طرز نگاه تو

ندیده رنگ خوابی خوش دل مجنون تبار من

                                                         از آن روزی که پیمان بسته با طرز نگاه تو

چه رازی خفته در جشمان  تو کآشفته می سازد

                                                       به مویی خواب اقیانوس را طرز نگاه تو

و نزدیک است آن روزی که ققنوس وجودم را

                                                      به خاکستر نشاند بی صدا طرز نگاه تو

دودل هستم هنوز از این که بسپارم دل خود را 

                                                    به دست عقل دور اندیش یا طرز نگاه تو

وگیرم بزگ برگ ماجرای عشق من رو شد

                                                   چه سودی را برد زین ماجرا طرز نگاه تو "           

دودل هستم همین

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 18:42  توسط خانمچه  | 

قرار گرفتن دو تا انسان از دو دو جنس و دنياي متفاوت در کنار هم جذابيت هاي خاص خودش رو داره ، ولي همين تفاوت ها خود باعث اختلافات و دلخوريهايي ميشه که هيچکدوم از طرفين از روي عمد اين کار را انجام نمي دهند بلکه تفاوتهاي شخصيتي دليل اين رفتارها مي باشد.

حدودا يک ماهي هست که کتابي با عنوان " آنچه مردان و زنان نمي دانند" وارد اتاق شده ، و خوندن آن براي ماها که شناختي در مورد جنس مقابل نداشتيم خالي از لطف نبود .

موضوع جديد ما گزيده اي از مطالب اين کتاب براي دوستان و خودمون خواهد يود که به اين ترتيب بتونيم به خودمون کمک کنيم

اول از همه از عاشق شدن شروع ميکنيم

مواد شيميايي که باعث عاشق شدن مي شوند

شواهد عصب شناسي نشان مي دهد که پديده ي عاشق شدن در واقع در اثر يک سري از واکنش هاي شيميايي رخ مي دهد که در مغز صورت مي گيرد و باعث واکنش هاي جسمي و ذهني مي شود. طبق آمار، ميليون ها نرون(رشته هاي عصبي)، شبکه ي ارتباطي مغز را تشکيل مي دهند.

کاندس پرت نويسنده ي کتاب مولکوهاي احساسي، آغاز گر پژوهشي بود که منجر به کشف نوروپپتيدها شد. نوروپپتيدها يک رشته اسيدهاي آمينه هستند که در بدن مي گردند و خود را به مولکول هاي پذيرا مي چسبانند. تا به حال ۶۰ گونه ي مختلف نوروپپتيد که با اتصال به گيرنده ها باعث عکس العمل هاي احساسي فردي مي شوند کشف شده اند. به عبارت ديکر تمام احساسات (غم، شادي، عشق) حاصل فعاليت هاي بيوشيميايي بدن است. وقتي دانشمند انگليسي فرانسيس کريک و همکارانش به پاس رمزگشايي دي.ان.اي که ژن ها را تعريف مي کنند  برنده ي جايزه نوبل پزشکي شدند، پروفسور کريک، با جمله اي دنياي پزشکي را مات و مبهوت ساخت:" لذت هايتان و خاطرات تان، جاه طلبي تان، هويت تان؛ اراده و عشق تان چيزي جز عملکرد گروه وسيعي ار سلولهاي عصبي نيست."

ماده ي شيميايي عمده که هنگام آزاد شدن در بدن به شما احساس شعف انگيز عشق را هديه مي دهد پي ئي اي يا فنيل اتيل آمين از گروه آمفيتامين ها ست که در شکلات يافت مي شود. اين همان ماده ي شيميايي است که باعث تپش قلب، عرق کردن، گشاد شدن مردمک چشم و دل پيچه مي شود. هنگام بروز عشق دو ماده ي ديگر هم در خون ترشح مي شود . اولين ماده آدرنالين است . هنگامي گه آدرنالين به خون مي رسيزد باعث تپش قلب، هوشياري و احساس بزرگي کردن مي شود. دومين ماده آندروفين است. آزاد شدن آندروفين در خون سامانه ي ايمني بدن را تقويت و سرماخوردگي را درمان مي کندو علاوه بر اين ، وقتي دو نفر يکديگر را مي بوسند مغز طرف مقابل بي درنگ بزاق ديگري را از لحاض شيميايي تجزيه کرده ، سازگاري وراثتي او را مشخص ميکند. مغز زن همچنين قادر است از لحاض شيميايي سامانه ي ايمني بدن مرد را هم دريابدو

تمام اين عکس العمل هاي شيميايي مثبت اين نکته را روشن مي کند که چرا عشاق در مقايسه با کساني که عاشق نيستند سلامت ترند و کمتر در معرض بيماري قرار مي گيرندو پس عاشق بودن سلامت شما را تضمين ميکند."

پ.ن.۱: با توجه به بند آخر چرا يکي از دوستان من عاشق بود ولي زخم معده و تيروئيد داشت را نمي دونم ، البته اينم بگم بعد از عاشق شدن اين مسائل پيش اومده بودها

پ.ن:۲ : اضافه شده در تاریخ ۹/۱۱/۸۶ ساعت نمی دونم چند

چند روز دارم به این فکر میکنم که اگه بالا یا پایین "ح" دو تا نقطه بود چی خونده می شد؟؟؟

خودمون به چیز خیلی مسخره ای فکر میکنم ها

چون هفته دیگه امتحان زبان و دارم و جناب آقا فرمودند باید قبول شی  نمی رسم بآپم ، بچه درسخوني شدم

انشالله بعد از امتحان خدمت همه دوستان مي رسيم مثل هميشه دعا يادتون نره ها

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم بهمن 1386ساعت 15:59  توسط خانمچه  | 

 
Clicky Web Analytics