
فرش قرمزها رو پهن کنید ، وارد می شویمم
دوستان بی قرار نباشید که آمدیم و با دست پر هم آمدیم
می گی نه نگاه کن ![]()
![]()
می رویم سر پست
اول یه عکس می ذارم
مثل بچه های خوب ؛ همگی سیو می کنید رو سیستم و تصویر دسک تاپتان می کنید
هر وقت دلتون گرفت ، روانه کنید ، برای ما هم دعا کنیدد![]()
![]()
![]()

خلاصه از اتفاقات مربوطه![]()
اول تشریف بردیم تهران و با آقاچه دیداری داشتیم( خیابون گردی ![]()
) و بعد هم تشریف بردیم خانه مان
اگه گفتین اینجا کجاست هر کی بگه جایزه داره ![]()
![]()
![]()

صبح رسیدیم منزل؛ و چشمانمان به خانه جدید منور شد
امدیم بخوابیم
و خواب تشریف داشتیم که آقایی که قرار بود کمدها را درست کنه تشریف فرما شد![]()
دیگه خواب بی خواب ، صدای چکش و میخ و غیرو ذلک![]()
دیگه داشتیم کلافه می شدیم که دیدیم به به کی اومده
کوثر خاله ؛ عیز خاله ![]()
![]()
بیا بغل خاله ببیینیم که دیدیم گریست ![]()
بیچاره مارا نشناخته بود حق هم داره ![]()
بعد از کلی قربون صدقه رفتن که بابا لولو نیستم خاله اتم
تشریف فرما شدن بغلمان و باهم بازی و دردل کردیم![]()
ولی هر دومون زابراه شدیم نه اون خوابید نه من ؛ البته بجه رو به زور پنبه و غیره خواباندیم ( الهی فداش بشم اتقدر گریه کرد که نگو ، خوابش می اومد و سر و صدا زیاد
)
اینم کوثر خاله ![]()
![]()
![]()
![]()

اصولا من میریم خونه ؛ زیاد آن نمیشم بیشتر در خدمت خانواده می باشیم و در حد یه ایمیل چکیدن و غیره ( البته ناگفته نماند پست های همه رو می خوندم ولی نظر نمیذاشتم
)
بعد هم که یک روز به طراحی قالب گذشت
مکافاتی داشتیم که نگو ، با مینا یه روز از صبح تا شب نشستیم شد این
دستمان درد نکند خودمان که خوشمان آمد
چون مینا هم عاشق گروه آریان تشریف داره لوگوش رو گذاشته (قابل توجه مریمی ![]()
)
بعد هم که تشریف اوردیم و در خدمت دوستان، حالا برای اینکه از دلتون درآد و شاد بشین چند تا عکس از گردنه حیران می ذارم ؛ شکر او را به خاطر این همه زیبایی![]()
![]()

اینم یکی دیگه

اینم از یه منظر دیگه ![]()

تا پست بعدی
پ.ن.۱: یه بار نوشتم نت قطع شد ![]()