تبليغاتX
آقاچه و خانمچه
تا توان در دل و جان هست زپا ننشينيم چشم اميد به درگاه خدا دوخته ايم

سلام به دوستان

فعلاخانمچه نيستند من رفتم بالا منبر.

امروز روز جهاني قدس وجمعه الوداع هست.

ديديد چه زود رمضونم تموم داره ميشه.

موفق باشين.

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم مهر 1386ساعت 15:40  توسط آقاچه  | 

یا لطیف

آیه منتخب امروز:آیه ۵۳ سوره اعراف

"وآنان كه مرتكب بدى ها شدند، سپس بعد از آن توبه كردند، وايمان آوردند [اميدوار باشند كه]

 يقيناً پروردگارت پس از آن [توبه وايمان] بسيار آمرزنده ومهربان است "

از در خوابگاه که میزنی بیرون، صدای آشنایی گوشت رو نوازش میکنه" مولای یا مولای"

 یه کم تو خودتی ولی با شوخی یکی از بچه ها خنده بر لبانت نقش میبند

: الهی فداش بشم الان کدوم مسجدی نشسته برای پیدا کردن من و وصال زودترمون دعا میکنه

منم میگم بریم به شهدای امشب بگیم ، شاید اونها، دوستای مفقودالاثرشون

رو زودتر از خواب غفلت بیدار کنند که زیادی تو اغما نمونند(رز گل من اه اه اه)

اینم  عکس از تشییع پیکر شهدای گمنام کیفیتش زیاد خوب نشده

( شهید گمنام ،۲۰ ساله، گردان مسلم بن عقیل)

هر کسی دردلی دارد، بعضی ها هم فقط به حرف بسنده نمی کنند ، می نویسند

تموم شد، هم شب قدر ، هم حضور شهید ، دیگه باید رفت

آهای مسافر سحر تو رو خدا منم ببر سلام ما را به مولایمان برسان

اینم یادگاریهای من از شهدا ( گل مریم و گلایول، گلایول مال دو سه سال پیشه) 

و تسبیحی که جون من به جون اون بندهاگه یه روز گم بشه دیگه بیا و درستش کن

التماس دعا از دوستان تو شبای بعدی مخصوصا آبجی مریم (ازاون دعاهای خوب خوب )

پ.ن.۱:ببخشید که کیفیت عکسها خوب نشد

پ.ن.۲: وای دیدی چی شد مریمی ؛ رفتم کنگره عرش اسم نوشتم از آقامون اجازه نگرفتم 

حالا فرشته ها خوب دارند برام لعن و نفرین می فرستند

پ.ن.۳: آقاچه ببخشه که خودم تو این عکسها نیستم( اخه پشت گوشیم)

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مهر 1386ساعت 17:35  توسط خانمچه  | 

يا لطيف

آيه منتخب ديروز: آيه ۵۵ سوره اعراف

"پروردگار خود را به زارى و نهانى بخوانيد كه او از حدگذرندگان را دوست نمى‏دارد "

آيه منتخب امروز: آيه ۹۹ سوره اعراف

"آيا از عذاب و انتقام خدا( يه جايي ديگه امتحان و آزمايش) ايمنند در حالى كه جز گروه زيانكاران خود را از عذاب و انتقام خدا ايمن نمي  دانند ؟ !"

" شبي که خدا،در وجود من حلول کرده بود و شبي که آتش عشق، همه گناه هاي مرا سوزانده بود، شبي که پاک و معصوم ، همچون پاکي آتش و عصمت يک کودک، با خداي خود راز و نياز مي کردم... وتو اشک مرا مي ديدي و آتش وجود مرا حس مي کردي و طوفان روح مرا مي شنيدي... تو نماينده خدا بودي. آن طور با تو سخن مي گفتم که گويي با خداي خود سخن مي گويم. آن طور راز و نياز مي کردم که فقط در حضور خدا ممکن است اين چنين راز و نياز کنم.... تو با من يکي شده وبدي و به درجه وحدت رسيده بودي. احساس شرم نمي کردم و احساس بيگانگي نمي کردم و از اين که اسرار درونم را بازگو کنم وحشتي نداشتم ..... چه فرخنده  شبي بود شب قدر من . شب معراج من به آسمانها "(۱)

و حرفهاي خودم

"فردا شب قدر است و من بي قرار ، براي رسيدن ؛ براي زلا ل شدن و اشک ريختن به درگاه خدا،  اما نمي دانم چه بخواهم از او، چه بخواهم که بدونم، پشيمان نخواهم شد، چه بخواهم؟؟؟؟؟؟

عافيت مهم و بخشش مهمتر از اون،اخرت مهمتر از دنيا و در دنيا سلامتي  و خوشبختي مهمتر از همه، خدايا کمکم کن تصميم بگيرم که چي ازت بخوام؛ خدايا ترس تمام وجودم را در برگرفته است،چي بخوام، مي ترسم خيلي مي ترسم، دعا ميکنم و دعا ميکنم و دعا ودعا و اشک و اشک و اشک

دعا ميکنم براي بخشش پدرو مادر براي بخشش خواهر و برادر و دوست و آشنا، براي بخشش عزيز دلم، براي بخشش خودم ، دعا ميکنم و سعي ميکنم يک سالم رو تضمين کنم ، با اينکه ترديد تمام وجودم را در برگرفته است ، دعا ميکنم و از خدا نيما را براي هميشه عمرم مي خواهم ، دعا ميکنم که خدا صلاح ما دو تا رو تو همخونه شدنمون بذاره، دعا ميکنم و مي ترسم ازخودم که نکنه يک سري کارها ،  مانع از مستجاب شدنشون بشه ؛ دعا ميکنم و مي ترسم که نتونم از اين شبها به درستي استفاده کنم، دعا و بخشش ، خدايا در چنين شبي قرآنت را نازل کردي ، براي هدايت بشر ، خدايا ملائکه رو به زمين فرستادي براي فرش گستردن رحمت ، خدايا گفتي هر کي بياد در خونه ام دست خالي برش نمي گردونم، پس خدايا به حق عزيزترين هايت و به حق آنهايي که زمين و آسمان را به خاطر ايشان آفريدي ، دستم را بگير و ياورم باش، به من صبر بده و تحمل، ما را ببخش و بيامرز ، ببخش و بيامرز"(۲)

التماس دعا

پ.ن.۱:قسمتي از واگويه هاي شهيد چمران

پ.ن.۲: ديشب نوشتم

پ.ن.۳: امشب مسجد دانشگاه مزين به حضور دو شهيد گمنام هست

پ.ن۴.: معذرت از آقاچه که قرار نبود آپ کنيم ولي شب قدر رو نمي شد همينجوري از دست داد.

                                                                                                       

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مهر 1386ساعت 16:14  توسط خانمچه  | 

 
Clicky Web Analytics